عبد الجليل قزوينى رازى

588

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

باشد ، خمر حرام دانند ؛ و خورند ، ظلم حرام دانند ؛ و كنند ، زنا و لواطه حرام گويند ؛ و كنند ، و بمذهب همهء طوايف اسلام نماز واجب دانند و بسيارى عوام باشند كه نماز نكنند ، و خمر خورند ، تا خواجه مصنّف بداند كه دانستن دگر باشد و كردن دگر ، و اعتبار درين احوال بعلما باشد نه بعامّهء مردم ؛ و به حمد اللّه و منّه علما و متديّنان شيعه هرگز فقّاع نخورند و روا ندارند ، اينست جواب اين كلمات و شبهات ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت چهل و ششم - رافضى گورها پرستد و گويد : اين علوى است ، در سيرت و اعمال متوفّى ننگرد كه أهل تقرّب و شفاعت و زيارت هست يا نه ، و از بهر زيارت علوى كه نه نافله هست و نه سنّت و نه فريضه ؛ هزار فريضهء مكتوبه رها كند و گورخانه‌ها مىنگارد و حجّ كعبه رها كنند و به زيارت طوس شوند و مىگويند : آن زيارت بهفتاد حجّ انگاشته است « 1 » » . اما جواب اين كلمات پندارى اين خواجه مست بوده است يا خمارزده كه اين فصل نبشته است كه چون در فصول پيشين بيان كرده است و شرح داده است حديث گور و گورخانه ، پس تكرار را فايدت نباشد . اما آنچه گفته است : « شيعه به زيارت علوى شوند « 2 » و در علم و عمل او نگاه نكنند » بيچاره كسى كه چندين حق را « 3 » انكار كند و نداند كه اهل رى به زيارت سيّد عبد العظيم شوند و به زيارت السّيّد أبو عبد اللّه الأبيض ، و به زيارت السّيّد حمزة الموسوى كه شرف و نسب و جزالت فضل و كمال عفّت ايشان ظاهرست ، و اهل قم به زيارت فاطمه بنت موسى بن جعفر كه ملوك و امراء عالم حنيفى و شفعوى « 4 » به زيارت آن تربت تقرّب نمايند ، و اهل قاشان به زيارت علىّ بن محمّد الباقر كه مدفون است ببار - كرسب « 5 » با چندان حجّت و برهان كه آنجا ظاهر شده است ، و اهل آوه به زيارت فضل

--> ( 1 ) - ح د : « برابر است » براى ملاحظهء نظير اين تهمت رجوع شود بتعليقهء 211 . ( 2 ) - م ب ن : « روند » . ( 3 ) - ح د : « كه حديث حق را » ن : « حق را » ندارد . ( 4 ) - م ب ن : « حنفى و شافعى » . ( 5 ) - ح د : « ببار كرسف » ن : « با كرسب » . براى تحقيق در مدفن امام‌زاده على بن محمد الباقر در باركرسف رجوع شود بتعليقات ديوان راوندى ( ص 241 - 249 ) كه بتفصيل تمام بتحقيق اين مطلب در آنجا پرداخته‌ايم .